شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

برخورد علمی با سران ضلالت و گمراهی

برخورد علمی با سران ضلالت و گمراهی

امروز یکی از اساتید بازنشسته دانشگاه فردوسی مشهد در فضای مجازی پیامی را از «کانال رسمی پاسخ به شبهات و مطالب دینی» به اشتراک گذاشته بود که باهم می‌خوانیم:

در خصوص مبحث تقدیس ابلیس باید عرض کنم، اینکه صوفیان همصدا با شیطان پرستان، از ابلیس به بزرگی یاد کرده و او را همچون رند عاشق پیشه‌ای معرفی می‌کنند که به خاطر عشق وافر به خدا، حاضر نشد به غیر او سجده نماید.

اما اولین کسی که مبنای تقدیس ابلیس را وارد تصوف کرد که بود؟

رابعه عدویه. زن بدکاره ای که نیمی از عمرش را در فحشا گذرانده بود و بعد از رخدادی متحول شده و به زیر خرقه رفت.

گزاف نیست اگر گفته شود که شخصیت رابعه عدویه و آموزه‌های او بیشترین تاثیرگذاری را بر جریان تصوف گذاشت.

با ظهور رابعه عدویه تصوف زهد‌محور حسن بصری و سفیان ثوری به مکتبی شوق‌محور تبدیل گشت و رابطه انسان با خدا که تا قبل از او، به عنوان مخلوق و خالق و یا عبد و مولا تعریف می شد به عاشق و معشوق تغییر یافت و طبعا احکام و خصوصیات یک عاشق و معشوق بر انسان و خدا بار گشت.

عرفان جمالی یا عاشقانه که از امهات مباحث تصوف است را رابعه عدویه بنیان نهاد اما معمولا هنگام بررسی شخصیت رابعه از موضوع تقدیس ابلیس در اندیشه رابعه غفلت می شود.

رابعه عدویه استارت آموزه تقدیس ابلیس را با چنین کلامی زد:

«بغض و نفرت از ابلیس را در دل ندارم زیرا قلب من مالامال از عشق خداست»

در تذکرة الاولیاء نقل است :

عاشق به غیر از معشوق به چیز دیگری نمی اندیشد، لذا رابعه عدویه می گوید: «عشق خدا در قلبم دیگر جای محبت پیامبر و لعنت ابلیس باقی نگذاشت.» در کتاب تذکرة الاولیاء اینگونه نقل شده است که به رابعه گفتند: «حضرت عزّت را دوست مى‌دارى؟». گفت: «دارم». گفتند: «شيطان را دشمن دارى؟». گفت: «از دوستى رحمن با عداوت شيطان نمى‌پردازم ... محبّت حق، مرا چنان فروگرفته است، كه دوستى و دشمنى غير او در دلم نمانده است».

تذكره الأولياء، القسم‌الاول، ص: ۶۷

نکته:

برخی معتقدند تفکر تقدیس ابلیس از حسن بصری وارد تصوف گشت و به نقل قول عین القضات از حسن بصری در تمهیدات اشاره می‌کنند که گفته است اگر شیطان نور خود را بر خلائق ظاهر کند به خدایی پرستیده می شود، اما در انتساب این کلام به حسن بصری تردید جدی وجود دارد و به نظر می رسد قول صحیح همان رابعه عدویه باشد.

حقیر در پاسخ نوشتم:

حقیر نه عاشق شیطان هستم و نه مرید رابعه

اما آیا نسبت فاحشگی به یک فرد نیاز به دلیل و مدرک ندارد؟

یکی از دوستان چنین پاسخ داد که:

این قاعده شما درباره سران ضلالت و گمراهی صحیح نیست.

ابتدا دربارۀ نوشته «کانال رسمی پاسخ به شبهات و مطالب دینی» که حقیر نمی‌دانم منسوب به کدام گروه یا مرکز علمی است چند نکته را عرض می‌کنم:

۱: گرچه از بعضی از عبارات کسانی مثل عین القضات همدانی تمایل به «تقدیس ابلیس» فهمیده می‌شود اما باید دانست این اندیشه غیرقابل دفاع، هیچ گاه یکی از دیدگاههای رسمی تصوف نبوده‌ و نیست. به ویژه در زمان ما که عموم عارفان شیعی و حتی اهل سنت شدیداً منکر آن هستند.

۲: از عباراتی که از جناب رابعه عدویه نقل کردند فهمیده می‌شود که ایشان هیچ حبّ و بغضی غیر از عشق خدا در دل ندارد حتی عشق رسول خدا و بغض شیطان، نه اینکه شیطان را مقدس بشمارد. قطعاً دیدگاه وی ـ البته بر اساس این گزارش ـ غلط است و عشق رسول خدا از عشق خدا جدا نیست اما نادرستی این نظر سبب نمی‌شود که نادرستی دیگر را به وی بربندیم!

۳: نبست فاحشگی به فردی که درباره او مکرر نوشته‌اند: «الصالحة المستورة» (برای نمونه رک: طبقات الأولياء، ص: ۲۸۵) آیا نیاز به مدرک و دلیل ندارد؟؟

تا اینجا دیدیم که متن شامل سه بهتان سنگین بود بدون هیچ دلیل و مدرکی: نسیت تقدیس شیطان به عموم صوفیان، نسبت بنا نهادن این بدعت به رابعه و نسبت زنا به ایشان

اما مهمترین نکته این گفتگو که انگیزه حقیر در نگارش این متن شده است جواب آن برادر بزرگوار بود:

این قاعده شما درباره سران ضلالت و گمراهی صحیح نیست.

این جواب یعنی تئوریزه کردن «تهمت زدن به مخالف»!

اینکه نقدهای ما به مخالفانمان لب‌ریز از تهمت‌های درشت و نابخشودنی است کم‌کم دارد برای من عادی می‌شود و همه را می‌گذارم به پای غیرت دینی آمیخته به جهل ناقد.

اینکه نقدهای ما کمتر مخالفی را متقاعد می‌کند که راهش کج است و راه ما راست، باز هم برایم عادی شده که ناقد آماتور است و تازه کار و گاه آنقدر احساسی که گویا بیشتر می‌خواهد عقده خالی کند!! و به هدایت مخاطب ابداً کاری ندارد.

اما اینکه تهمت زدن را تئوریزه کنیم و برایش قانون بتراشیم که مثلا نسبت زنا فقط به موافقان نیاز به شاهد دارد و برای مخالفان هر چه می‌خواهد دل تنگت بگو!! از آن بدعتهای خطرناکی است که اگر باب شود (اگر نشده باشد) کمر تشیع را خواهد شکست.

برادر عزیز!

اولاً دوره اینکه هرچه بگویی مردم بی‌تحقیق بپذیرند گذشت.

ثانیاً دروغها و تهمت‌های تو، راستگویان را هم نزد مردم «چوپان دروغگو» جلوه می‌دهد.

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...