شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

تانک‌های صدام

تانک‌های صدام

مرحوم علامه طهرانی می‌فرمایند:

حوزه نجف، حوزه قتل و غارت و نهب و استلاب سهم امام شده، اميرالمؤمنين چقدر تحمّل كند؟ چقدر اينها را بيرون نريزد؟ گوش مى‌كنيد چه مى‌گويم؟

بنده كه در نجف بودم... از كسى شهريّه نمى‌گرفتم، و الّا شهريّه‌ام را تحقيقاً قطع مى‌كردند. هر كسى كه يك كمى در مسجد سهله بيشتر بود يا مسجد كوفه، يا در مجالس عمومى كمتر وارد مى‌شد شهريّه‌اش قطع مى‌شد.

شما مى‌دانيد در اين سالها مرحوم قاضى و علّامه طباطبائى و امثال اينها و هر كسى كه مى‌خواست يك بوئى از عرفان ببرد، در چه اتّهامات و مضيقه‌هائى بود؟ اين از هستى ساقط مى‌شد؛ و اينها هم جمع شده‌اند دور قبر اميرالمؤمنين به عنوان دين، به عنوان حفظ شريعت، به عنوان نگهدارى حوزه هزار ساله شيخ طوسى كه الآن بر گردن ماست، مى‌خواهند حوزه را نگهدارند؛ بسم الله! بفرما نگهدار! مگر اميرالمؤمنين را مى‌شود گول زد؟! عزيز من آخر اميرالمؤمنين زنده‌و مرده‌اش يكى است؛ نگه مى‌دارد، نگه مى‌دارد، نگه مى‌دارد، بعد، آخر مى‌آيد با مُخ مى‌اندازدتون تَهِ جهنّم؛ و ابداً باكِش هم نيست! با اميرالمؤمنين كه نمى‌شود بازى كرد.

علمائى كه اينها به خود مغرورند و مشهورند و دنيا را صيد و شبكه قرار داده‌اند براى طعمه‌هاى نفسانى خود، اينها از هر موجودى خطرناكترند.

من يك وقتى فكر مى‌كردم خداوند در اين دنيا حيواناتى قرار داده، گرگ، شير، پلنگ، اينها هر كدام حيوانات درّنده هستند، اينها مانند كداميك از اين‌ حيوانات هستند؟ ديدم كه نمى‌شود اينها را به هيچ حيوانى تشبيه كرد، بلكه بايد حيوان را به آنها تشبيه كرد؛ بعد ديدم كه نه، شير و پلنگ را هم نمى‌شود به آنها تشبيه كرد؛ اينها حكم تانك را دارند. تانك وقتى حركت مى‌كند و مى‌آيد جلو، هيچ نمى‌فهمد؛ زير آن انسان باشد، حيوان باشد، درخت باشد، در باشد، ديوار باشد، هرچه باشد، اين زير خود مى‌گيرد و نابود مى‌كند و مى‌رود. علماء سوء العياذ بالِلَّه اينطور نفسى پيدا مى‌كنند، كه براى بدست آوردن مقاصد و پندارهاى شيطانى خود هيچ چيزى مانع و رادعشان نيست؛ هزار آيه قرآن شما برايشان بخوانيد، زود مى‌گذارد براى شما با چهار تا فرمول جلوى دستتان، كه اين آيه راجع به آنجاست، اين آيه راجع به اونجاست، راجع به اينجا نيست. روايت مى‌خوانيد، مى‌گويد: آقاجان اين روايت معارض است با آن روايت، او را بايد عمل كنى؛ آقاجان شما كه در فلان مجلس، ديروز آن روايت را ترجيح مى‌دادى چگونه الآن به مصلحت زمان خود اين روايت را ترجيح مى‌دهى؛ شما مى‌گفتى: آن روايت معارض دارد و قابل عمل نيست، چرا امروز به آن تمسّك مى‌كنى؟! و امثال اينها، خيلى عجيب است ها!

آن وقت خوب توجّه كنيد مسأله از چه قرار است؟ مسأله از اين قرار است كه اگر شما مى‌شنويد كه صدّام- لعنة الله عليه- با تانك وارد صحن اميرالمؤمنين عليه السّلام شده، خيلى تعجّب نكنيد.

به خدا قسم آن شخصى كه به نام مرجعيّت مثلاً و امثال اينها انحراف از صراط مستقيمِ اميرالمؤمنين دارد و او با كبكبه و دبدبه وارد صحن مى‌شود او از هزار تا از اين تانكها بدتر است و خطرناكتر است! و آن تانكهاست كه اين تانكها را به وجود آورده. اين تانكها براى امتحان من و شماست. الظَّالِمُ سِيْفِى، أَنْتَقِمُ بِهِ وَ أَنْتَقِمُ مِنْهُ «ظالم شمشيرمن است، من با او از مردم انتقام مى‌كشم، بعد هم ازخود او انتقام مى‌كشم.»

صدّام ظالم است و منتقِم؛ وليكن اين جريانات، اينها گُتره نيست، خود به خود نيست، از زير نظر پروردگار مخفى نيست، از زير نظر امام زمان مخفى نيست. صدّام نمى‌تواند خدا را گول بزند و در يك حجره‌اى مخفى كند و بعد خودش بيفتد جلو؛ تمام اينها با اينكه ظالم است و ستمكار است- لعنت اوّلين و آخرين بر او باد، كه جنايتكارى مثل او پيدا نشده- ولى معذلك از نقطه نظر تحقيق اگر بسنجيم، اين خطرناكتر است يا آنكه از اوّل عمر ريشى گذاشته و پشمى و عمّامه‌اى و قبائى و ردائى و رفته در سردابهاى نمور نجف و شبها هم در بالاى بام آن عجّه‌هاى شديد را خورده، براى اينكه رئيس بشوم، نه براى اينكه من خدمتى به دين كنم.

اميرالمؤمنين را گول نمى‌شود زد؛ اميرالمؤمنين بيدار است و اين دستگاه را مى‌خواهد برچيند.

منبع: این سخنرانی در روز جمعه ۴ شوّال ۱۴۱۴ ه.ق در مشهد مقدّس ‌ایراد شده و با عنوان «علّت زوال حوزه علمیه نجف» در ص ۷۱۵ مجموعه «متن سخنرانيهاى علامه طهرانى» در نرم‌افزار «کیمیای سعادت» قابل دسترسی است.

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...