شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

تنزل الملائکة و الروح

تنزل الملائکة و الروح

مرحوم علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی در جلد ششم کتاب شریف معاد شناسی، ص ۲۳۴ بحث زیبایی در معنای روح در آیه تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ دارند که به مناسبت فرا رسیدن شبهای قدر تقدیم می‌شود:

روح از فرشتگان مقرّب، مقامش اشرف و اعظم و افضل است، و لذا در قرآن مجيد مى‌بينيم از ملائكه به صيغه جمع و از روح به صيغه مفرد ذكر كرده است‌

تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ.

«در شب قدر ملائكه و روح با إذن و اجازه پروردگارشان، از عالم بالا نزول مى‌كنند نسبت به هر امرى.»

آن روح خلقتش از ملائكه بالاتر است.

البتّه مراد از روح اين ارواح انسانى نيست، بلكه اين ارواح جزئيّه انسانيّه در تحت آن روح كلّى و روح اعظم هستند. و خلقت آن روح اعظم از نقطه نظر احاطه و سعه بسيار عجيب است.

آنگاه چون بخواهند روح و ملائكه مقرّب به خداوند رجوع كنند، پنجاه هزار سال طول مى‌كشد.

مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ* تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ. (آيه ۳ و ۴ سوره معارج‌)

«از خداوندى كه داراى درجات و نردبان‌ها و مراتب است؛ ملائكه و روح بسوى چنين خدائى عروج مى‌كنند و بالا ميروند، در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است.»

مراد از يك روز، در اينجا يك دوره است؛ يعنى در يك دوره‌اى كه درازاى آن پنجاه هزار سال خواهد بود.

اينكه در أفواه ميگويند: روزى در قيامت داريم كه پنجاه هزار سال طول مى‌كشد، صحيح نيست؛ بلكه مراد دوره بازگشت روح و ملائكه با تمام عوالم مندرجه در تحت تدبير آنهاست‌.

آن روح و ملائكه براى مأموريّت كه به زمين آمدند، حال براى آنكه به مقام اوّل خود بازگردند و پس از تكامل دوره طبيعت و دوره نفس بسوى پروردگار خود عروج كنند، اين عروج پنجاه هزار سال به طول مى‌انجامد.

در قرآن مجيد داريم: رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى‌ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ. (آيه ۱۵ سوره غافر)

«خداوند داراى درجات رفيع و بلند مرتبه ايست، و داراى أريكه و تخت قدرت است (كرسى و تخت حكومت بر جميع عوالم در اختيار و مشيّت اوست، و چنان گسترده شده كه تمام موجودات عالم عِلوى و سِفلى، مُلكى و ملكوتى را گرفته و عالم هستى را در زير نگين دارد.) آن روح اعظم را از امر خود إلقاء ميكند و مى‌اندازد بر هر يك از بندگان خود كه بخواهد، تا مردم را از روز لقاء و تلاقى بيم دهند.»

آن كسى كه روح اعظم به او خورده است ميتواند مردم را بيدار كند و إنذار كند و متوجّه و متنبّه نمايد، و گرنه تا به كسى آن روح نخورد، يعنى مرتبط با آن نشود و از آنجا سيراب نگردد، نمى‌تواند مردم را انذار كند.

آن روح به پيامبران و ائمّه عليهم السّلام ميخورد كه بواسطه اتّصال معنوى با آن روح اعظم مردم را بيدار كنند، و إلّا: خفته را خفته كى كند بيدار؟ اين منصب و اين مسند اختصاص به آنان دارد، و بقيّه افراد بشر از آن روح اعظم خبرى ندارند، مگر أولياى خدا و مخلَصين‌ و مقرّبين كه به دنبال پيامبران و امامان حركت نموده و بدان فوز عظيم و مقام توحيد نائل آمده‌اند.

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...