شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

حوزه‌های علمیه قرون وسطی

حوزه‌های علمیه قرون وسطی

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی قدّس‌سرّه در ماههای پایانی عمر مبارک خویش (سوم اسفند ۱۳۶۷) حاصل عمری سلوک، فقاهت و مبارزه را در پیامی خطاب به «حضرات روحانيون سراسر كشور و مراجع بزرگوار اسلام و مدرسين گرام و طلاب عزيز حوزه‌هاى علميه و ائمه محترم جمعه و جماعات- دامت بركاتهم‌» به رشته سخن درآوردند.

این پیام که به منشور روحانیت شهرت یافته حاوی نکات بسیار مهمی در تبین وظایف حوزه‌های علمیه و گوشزد نمودن خطرات پیش‌روی طلاب جوان است.

به مناسبت ایام الله دهۀ فجر فرازهایی از آن که در مقام تبیین رسالت اجتماعی و سیاسی فقاهت شیعی است را نقل می‌نماییم:

در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‌خواستى بگويى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‌شنيدى كه شاه شيعه است! عده‌اى مقدس نماى واپسگرا همه چيز را حرام مى‌دانستند و هيچ كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آنها قد علم كند. خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است هر گز از فشارها و سختيهاى ديگران نخورده است. وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احكام فردى و عبادى شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست [و] حكومت دخالت نمايد، حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضيلت شد.

به زعم بعض افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى‌ وجودش ببارد و الّا عالم سيّاس و روحانى كاردان و زيرك، كاسه‌اى زير نيم كاسه داشت. و اين از مسائل رايج حوزه‌ها بود كه هر كس كج راه مى‌رفت متدينتر بود. ياد گرفتن زبان خارجى، كفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرك بشمار مى‌رفت. در مدرسه فيضيه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از كوزه‌اى آب نوشيد، كوزه را آب كشيدند، چرا كه من فلسفه مى‌گفتم. ترديدى ندارم اگر همين روند ادامه مى‌يافت، وضع روحانيت و حوزه‌ها، وضع كليساهاى قرون وسطى مى‌شد كه خداوند بر مسلمين و روحانيت منت نهاد و كيان و مجد واقعى حوزه‌ها را حفظ نمود.

علماى دين باور در همين حوزه‌ها تربيت شدند و صفوف خويش را از ديگران جدا كردند. قيام بزرگ اسلامى‌مان نشأت گرفته از همين بارقه است. البته هنوز حوزه‌ها به هر دو تفكر آميخته‌اند و بايد مراقب بود كه تفكر جدايى دين از سياست از لايه‌هاى تفكر اهل جمود به طلاب جوان سرايت نكند و يكى از مسائلى كه بايد براى طلاب جوان ترسيم شود، همين قضيه است كه چگونه در دوران وانفساى نفوذ مقدسين نافهم و ساده‌لوحان بيسواد، عده‌اى كمر همت بسته‌اند و براى نجات اسلام و حوزه و روحانيت از جان و آبرو سرمايه گذاشته‌اند.

...اولين و مهمترين فصل خونين مبارزه در عاشوراى ۱۵ خرداد رقم خورد. در ۱۵ خرداد ۴۲ مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود مقابله را آسان‌ مى‌نمود. بلكه علاوه بر آن از داخل جبهه خودى گلوله حيله و مقدس مآبى و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان و نفاق و دورويى بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب، جگر و جان را مى‌سوخت و مى‌دريد. (صحيفه امام، ج‌۲۱، ص ۲۷۸)

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...