شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

شعثا غبرا

شعثا غبرا

مرحوم شیخ عباس قمی که رضوان خدا بر او باد، در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل آداب زیارت امام حسین علیه‌السّلام می‌نویسد:

«... دوم از حضرت صادق علیه‌السّلام منقول است که چون به زیارت امام حسین علیه‌السّلام بِرَوى زیارت کن آن حضرت را محزون و غمناک و ژولیده‌مو و غبارآلوده و گرسنه و تشنه که آن حضرت با این احوال شهید شده‌است و حاجات خود را طلب نما و برگرد و آن را وطن خود قرار مده.»

ظاهرا مراد آن مرحوم این روایت است:

إِذَا زُرْتَ أَبَا عَبْدِ اللَهِ علیه‌السّلام فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِينٌ مَكْرُوبٌ شَعِثٌ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانٌ فَإِنَّ الْحُسَيْنَ علیه‌السّلام قُتِلَ حَزِيناً مَكْرُوباً شَعِثاً مُغْبَرّاً جَائِعاً عَطْشَاناً وَ اسْأَلْهُ الْحَوَائِجَ وَ انْصَرِفْ عَنْهُ وَ لَا تَتَّخِذْهُ وَطَناً» (الكافی،‌ج ۴، ص ۵۸۷).

در این روایت تعبیر شَعِثٌ مُغْبَرٌّ (: ژولیده‌مو و غبارآلوده) حال است برای زُرْهُ یعنی در این حال امام حسین علیه‌السّلام را زیارت کن.

شاید مشهورتر از روایت بالا نقل مفضّل بن عمر باشد از امام صادق علیه‌السّلام:

حَتَّى تَأْتُونَهُ شُعْثاً غُبْراً (كامل الزيارات، ص ۱۳۰)

شُعْث جمع اَشعَث به معنای ژولیده و پریشان‌مو و غُبْر هم جمع اَغبَر یعنی غبارآلوده، باز هر دو حال هستند برای تَأْتُونَهُ، یعنی نزد او آیید در حالی که ژولیده‌مو و غبارآلوده‌اید.

شاید به همین دلیل است که امروزه بین مردم رایج است که زیارت امام حسین علیه‌السّلام باید شُعْثاً غُبْرا صورت گیرد.

از سویی دیگر یکی از مستحبات زیارت اهل بیت علیهم‌السّلام، غسل زیارت است که برای آن ادعیه، آداب و احکام خاصی بیان کرده‌اند:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه‌السّلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ قَالَ: «الْغُسْلُ عِنْدَ لِقَاءِ كُلِّ إِمَامٍ». (التهذيب، ج ۶، ص ۱۱۰)

استحباب این غسل برای زیارت امام حسین علیه‌السلام نیز از مسلمات فقه شیعه است:

«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه‌السّلام قَالَ: مَنِ اغْتَسَلَ بِمَاءِ الْفُرَاتِ وَ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ علیه‌السّلام كَانَ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ» (كامل الزيارات، ص ۱۸۴)

این دو دسته ‌از روایات در وهلۀ اول با هم متعارض می‌نمایند. برای جمع این دو مرحوم شیخ حر عاملی طرحی اندیشیده‌اند:

بَابُ أَنَّهُ يُسْتَحَبُّ لِمَنْ أَرَادَ زِيَارَةَ الْحُسَيْنِ علیه‌السّلام أَنْ يَصُومَ ثَلَاثاً آخِرُهَا الْجُمُعَةُ ثُمَّ يَغْتَسِلَ لَيْلَتَهَا وَ يَخْرُجَ عَلَى غُسْلٍ تَارِكاً لِلدُّهْنِ وَ الطِّيبِ وَ الزَّادِ الطَّيِّبِ مُلَازِماً لِلْحُزْنِ وَ الشَّعَثِ وَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ وَ لَا يَتَّخِذُهُ وَطَناً‌ (وسائل الشيعة، ج ‌۱۴، ص ۵۳۹)

زائر سه روزِ چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بگیرد، شب جمعه غسل زیارت کند و به زیارت رود در حالی که مو‌پریشان و گرسنه و تشنه است و کربلا را وطن نگیرد.

لازم به توضیح است که در روایات برای زیارت دو گونه غسل نقل شده یکی غسلی که زائر در شهر خود و قبل از سفر زیارتی انجام می‌دهد و یکی غسلی که زائر پس از رسیدن به مقصد به‌جا می‌آورد. با توجه به اینکه عملاً زیارت در حال طهارتِ ناشی از غسل دوم صورت می‌گیرد معمولا فقط به غسل دوم، غسل زیارت می‌گویند. همچنین در همان شهر مزار نیز برای هر روز ماندن مستحب است یک بار غسل زیارت به‌جای آوریم بنابراین برای زیارت اهل بیت علیهم‌السّلام سه غسل در شرع انور وضع شده است: ۱. غسل سفر زیارتی ۲. غسل زیارت اول ۳. غسل زیارت‌های دوم به بعد.

باز گردیم به عبارت مرحوم شیخ حر عاملی، ایشان دربارۀ زیارت ابی‌عبدالله غسل اول را پذیرفته‌ و غسل دوم را منکر شده‌اند. (استحباب غسل در زیارت‌های دوم به بعد اصلاً محل نیست و همگان بر آن صحه می‌نهند.)

پس خلاصه نظر ایشان این است: زائر در شهر خود غسل کند و پس از رسیدن به شهر کربلا به همان حال غبارآلوده به زیارت برود و پس از آن نیز غسل کند. این دیدگاه امروزه بین مردم پذیرفته شده‌ و عمل به آن متداول است لذا تقریباً همه زائران غسل اول را ترک می‌کنند.

اما بنا به دلایلی سخن مرحوم شیخ حر پذیرفتنی نیست:

یکم: در کتب مزار (: آداب زیارت) مثل مزار بحارالانوار (ج ۹۶ تا ۹۸) روایات متعددی داریم که زایر بایستی قبل از رسیدن به کربلا «در آب فرات غسل» نماید این روایات ظهور در همان زیارت اول دارد و گر نه بی‌معناست که بگوییم برود زیارت کند بعد برگردد در فرات غسل نماید! مانند آنچه از امام صادق علیه‌السلام نقل شده:

«فَإِذَا أَتَيْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَيْكَ وَ امْشِ حَافِياً وَ امْشِ مَشْيَ الْعَبْدِ الذَّلِيلِ فَإِذَا أَتَيْتَ بَابَ الْحَيْرِ فَكَبِّرْ أَرْبَعاً» (بحارالأنوار، ج‌۹۸، ص ۱۴۳)

دوم: شواهد تاریخی گویای آن است که شیعیان در طول تاریخ به این روایات عمل می‌کردند یعنی قبل از رسیدن به حرم سیدالشهداء علیه‌السّلام در مکانی که امروزه به مقام امام زمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه معروف است در آب فرات غسل می‌نمودند.

سوم: روایات فراوانی داریم که بر انجام غسل برای زیارت اهل بیت علیهم‌السلام تأکید نموده‌اند در هیچ یک از آنها زیارت اولِ ابی‌عبدالله علیه‌السّلام استثناء نشده است.

چهارم: در طول تاریخ شیعه بزرگان زیادی مثل شیخ مفید، شیخ طوسی، کفعمی، ابن‌قولویه، شهید اول و مرحوم علامه مجلسی دربارۀ آداب زیارت امام حسین علیه‌السّلام کتاب نوشته‌اند و هیچ یک مطلقاً اشاره‌ای به عدم استحباب غسل در زیارت اولِ ابی‌عبدالله علیه‌السّلام ـ حتی در حدّ قیل ـ ننموده‌اند. مخصوصاً علامه مجلسی که با اختصاص دادن حدود سه جلد از بحارالانوار به این موضوع و نوشتن کتاب مستقل تحفة الزائر، شاید بیشترین تتبّع را در سنت مکتوب شیعه در باب زیارت داشته است.

پنجم: ابتدا روایت شعثا غبرا را به طور کامل بخوانیم:

قَالَ أَبُوعَبْدِاللَهِ علیه‌السّلام: تَزُورُونَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ لَا تزورون [تَزُورُوا] وَ لَا تَزُورُونَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ تزورون [تَزُورُوا] قَالَ قُلْتُ قَطَعْتَ ظَهْرِي قَالَ تَاللَهِ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَذْهَبُ إِلَى قَبْرِ أَبِيهِ كَئِيباً حَزِيناً وَ تَأْتُونَهُ أَنْتُمْ بِالسُّفَرِ كَلَّا حَتَّى تأتونه [تَأْتُوهُ‌] شُعْثاً غُبْراً. (کامل الزیارات، ص ۱۳۰)

مفضّل بن عمر نقل كرده كه امام صادق عليه‌السّلام فرمودند: «زيارت برويد بهتر است از اينكه به زيارت نرويد و زيارت نرويد بهتر است از اينكه به زيارت برويد.» راوى مى‌گويد: محضر مباركش عرض كردم: «كمر من را شكستيد با اين كلام.» حضرت فرمودند: «به خدا قسم! يكى از شما وقتى به زيارت قبر پدرش مى‌رود غمگين و اندوهناک مى‌رود ولى به زيارت قبر مطهّر آن حضرت مى‌رويد در حالى كه با خود سفره‌ها مى‌بريد، نه! اين طور نبايد به زيارت آن جناب برويد بلكه زيارتش كنيد ژولیده‌مو و غبارآلوده.»

در این روایت امام علیه‌السّلام با تعبیر کلّا (:‌ نه هرگز) شیعیان را از آمدن با سفره‌های رنگین نهی کرده و در مقابل به ژولیده‌مویی و غبارآلودگی فرا خواندند. لذا به قرینه نهی، می‌توان نتیجه گرفت که مفاد روایت امر به پریشان‌مویی و غبارآلودگی در طول سفر است نه در هنگام زیارت. شاهد دیگر بر این مدعا استفاده امام از فعل اتیان (: آمدن) است نه زیارت: «حَتَّى تأتونه [تَأْتُوهُ‌] شُعْثاً غُبْراً»

بنابراین تنها مستند ترک غسل در زیارت اولِ ابی‌عبدالله علیه‌السّلام همان روایت کافی است که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان به نقل آن بسنده نمودند.

گرچه با توجه به نقل این روایت با دو سند تقریباً مشابه در کافی و تهذیب (ج ۶، ص ۷۶) نمی‌توان در سند آن خدشه نمود اما این خبر واحد نمی‌تواند در مقابل روایاتی که در استحباب غسل در آب فرات برای زیارت امام حسین علیه‌السّلام ظهور دارد، بایستد و یا توان تخصیص عموم روایات استحباب غسل برای زیارت اهل بیت علیهم‌السّلام را ندارد. به ویژه اینکه مزارنویسان پیش از شیخ حرّ این روایت را دیده‌اند و اشاره‌ای به تعارض آن با روایات استحباب غسل نکرده‌اند.

بنابراین:

روایت نقل شده توسط مرحوم شیخ عباس را مانند سایر روایاتی که امر به پریشان‌مویی و غبارآلودگی نموده‌اند بایستی ناظر به طول سفر زیارتی دانسته و استحباب غسل زیارت امام حسین علیه‌السّلام در آب فرات حتی در زیارت اول را باید پذیرفت.

معنای شعثا غبرا

تعبیر «شعثاً غبرا» در روایات دیگری هم ذکر شده از جمله روایاتی که امیرالمؤمنین برخی از یاران پیامبر سلام‌الله‌علیهما را به عبادت «شعثاً غبرا» مدح می‌کند. (الکافی،‌ ج ۲، ص ۲۳۶ و ج ۴، ص ۱۹۹) و یا روایاتی که از چهار هزار تا یک میلیون مَلَک یاد می‌کند که «شعثاً غبرا» بر گرداگرد قبر مطهر ابی‌عبدالله علیه‌السّلام تا قیامت به گریه و زاری مشغولند (کامل الزیارات، ص ۸۴ و ۱۱۵ و ۱۵۸).

پس از بررسی این دو دسته از روایات آنچه به ذهن قاصر حقیر می‌رسد این است که به احتمال فراوان مراد از عبارت «شعثاً غبرا» صرفا معنای کنایی آن است نه معنای لغوی آن.

توضیح اینکه رسم عرب تدهین (: روغن مالی) موها بوده و کسی که موهای خود را روغن نمی‌زده «اشعث» نامیده می‌شد. با توجه به اینکه آنان موهای خویش را کمتر کوتاه می‌کردند طبیعتاً اشعث معنای ثانوی پریشان‌مو را به خود گرفت (رک: المصباح المنير، ج ۲، ص ۳۱۴، ماده شعث) همچنین رسم ایشان چنان بوده که صاحبان عزا مدتی تدهین نمی‌کردند لذا قید شُعثاً (جمعِ اشعث) را می‌توان به یکی از سه معنای زیر تفسیر کرد:

  • ۱. موهایتان را روغن نمالید و پریشان سازید. (معنای لغوی)
  • ۲. اقامه عزا نمایید (معنای کنایی؛ بیان مصداق عزاداری در آن زمان)
  • ۳. اندوهگین‌ و عزادار باشید (معنای کنایی؛ ناظر به حالات روحی زائر)

البته شاید معنای دوم و سوم و حتی هر سه معنا را بتوان در تفسیر روایت لحاظ کرد. که البته در هیچ حالتی با غسل زیارت تنافی ندارد.

اما غُبرا جمعِ اغبر و اغبر به معنای غبار آلوده است. به گمان این کمترین اغبر به معنای کنایی «گرفته و محزون» و ناظر به وضعیت روحی زائر است نه سر و وضع ظاهری او. چنانکه راغب اصفهانی تصریح نموده آیۀ «وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ» (عبس: ۴۰) ، «كناية عن تغيّر الوجه للغم‌» (مفردات ص ۶۰۱)

شاهد بر این مدعا اینکه:

اولاً در برخی از روایات به جای اغبر از واژۀ مغبّر استفاده شده که معمولا صفتی است برای روز یا آسمان و لذا استعمال آن در انسان استعاره مصرحه است با وجه شبه قبض و گرفتگی

ثانیاً شاهد دیگر ما روایاتی است که بر استحباب تنظیف لباس و بدن و شانه‌نمودن مو در هنگام عبادت دلالت دارد لذا آنچه مدح امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را در پی داشته اندوه فراوان بوده نه آشفتگی مو و غبارآلودگی. البته مرحوم علامه مجلسی این روایات را چنین معنا می‌کنند: «حتی با حال شعثاً غبرا هم از عبادت فروگذار نبوده و یا اینکه به دلیل شدت توجه به خداوند از ظاهر خویش غافل گشته‌اند.» (مرآة العقول، ج ۹، ص ۲۴۸) اما به نظر می‌رسد سخن ایشان ـ هر چند نیکو ـ با ظاهر این روایات ناسازگار است.

ثالثاً کنایی بودن معنای غبرا در روایات ملائکۀ گریان بر ابی‌عبدالله علیه‌السّلام آشکارتر است به ویژه اینکه در روایت اسحاق بن عمار آمده است:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه‌السّلام جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَهِ كُنْتُ فِي الْحِيرَةِ لَيْلَةَ عَرَفَةَ فَرَأَيْتُ نَحْواً مِنْ ثَلَاثَةِ أَلْفٍ أَوْ أَرْبَعَةِ أَلْفِ رَجُلٍ جَمِيلَةٍ وُجُوهُهُمْ طَيِّبَةٍ رِيحُهُمْ شَدِيدَةٍ بَيَاضُ ثِيَابِهِمْ يُصَلُّونَ اللَّيْلَ أَجْمَعَ فَلَقَدْ كُنْتُ أُرِيدُ أَنْ آتِيَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ علیه‌السّلام وَ أُقَبِّلَهُ وَ أَدْعُوَ بِدَعَوَاتِي فَمَا كُنْتُ أَصِلُ إِلَيْهِ مِنْ كَثْرَةِ الْخَلْقِ فَلَمَّا طَلَعَ الْفَجْرُ سَجَدْتُ سَجْدَةً فَرَفَعْتُ رَأْسِي فَلَمْ أَرَ مِنْهُمْ أَحَداً (کامل الزیارات، ص ۱۱۵)

اى پسر رسول خدا فدايت شوم شب عرفه در حيره [حائر : کربلا] بودم، قريب سه، چهار هزار مردانى ديدم كه صورت‌هايشان زيبا و بويشان خوش و لباس‌هاى بسيار سفيد به تن داشتند و طول شب در آنجا به نماز خواندن مشغول بودند، خواستم تا نزد قبر شريف رفته و آن را بوسيده و دعاهائى نزديك قبر بخوانم ولى از كثرت خلق و ازدحام جمعيّت نتوانستم خود را به قبر برسانم و وقتى صبح طلوع نمود به سجده رفته و وقتى سر از سجده برداشتم احدى از آن مردان را نديدم.

امام عليه‌السّلام به من فرمودند: آيا دانستى آنها چه كسانى بودند؟ عرضه داشتم: فدايت شوم، خير.

امام عليه‌السّلام فرمودند: پدرم از پدرشان به من خبر دادند كه چهار هزار فرشته به حضرت امام حسين عليه السّلام مرور كردند در حالى كه آن حضرت شهيد شده بودند پس آن فرشتگان به آسمان عروج كردند و حقتعالى به ايشان وحى فرمود:

اى گروه فرشتگان به پسر حبيب و برگزيده‌ام حضرت محمّد صلّى‌اللَه‌عليه‌و‌آله‌و‌سلّم مرور نموديد در حالى كه او كشته و مقهور و مظلوم بود پس چرا او را كمک نكرديد؟

پس به زمين فرود آئيد و ملازم قبرش بوده و با حالى ژوليده و گرفته تا روز قيامت بر او بگرييد، پس اين فرشتگان نزد قبر بوده تا قيامت به پا شود.

همچنین سید بن طاووس در اقبال (ج ۲، ص ۵۶۸) از حسین بن ابی‌حمزه نقل می‌کند که این ملائک را به صورت «رَجُلٌ جَمِيلُ الْوَجْهِ طَيِّبُ الرِّيحِ شَدِيدُ بَيَاضِ الثِّيَاب‌» دیده است.

نکته پایانی

چنانکه دیدیم از هنگام محوریت یافتن وسایل الشیعه در فقه، فقهای بزرگوار که نسبت به اجتهاد و فقاهت در امور مستحبی کم رغبتند در باب غسل زیارت مانند بسیاری از مسایل دیگر صرفا مقلد شیخ حر بوده‌اند.

هدف حقیر از طرح این بحث این است که نشان دهم که جدای از هزاران مسألۀ جدیدی که مطلقا از تیررس اجتهاد و فقه جواهری ما در امان مانده مسایل فراوانی نیز در همین فقه سنتی ما یافت می‌شود که نیاز به بازبینی مجدد دارد.

و چه ساده‌اند کسانی معتقدند حوزه‌های علمیه دیگر به تربیت مجتهد در فقه و اصول نیاز ندارند!!

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...