شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

طلبه‌های ویلچرران!

طلبه‌های ویلچرران!

مدتهاست با اخوی محمد، شبهای جمعه افتخار داریم در لباس خدمتگذاری زائران بارگاه ملکوتی امام رضا علیه‌السلام باشیم. ایشان فعلاً در بخش ویلچررانان هستند و حقیر در بخش پاسخگویی به سؤالات اعتقادی.

این هفته در پایان مسؤولیتم به دیدارش رفتم و مدتی با هم گپ زدیم. از جمله می‌فرمودند: «در حرم دو جور خادم افتخاری داریم: آنها که مثل ما ویلچررانها پشت سر مردم می‌ایستند و کاملاً در خدمت ایشان. آخر سر هم مردم آنها را دعا می‌کنند و «خدا خیرت دهد جوان»ی می‌گویند اما برخی از خدّام مثل برادرانی که در ورودی حرم مسئولیت بازرسی بدنی زوّار را بر عهده دارند، گرچه آنها هم کاملاً رایگان و فقط برای رضای خدا خدمت می‌کنند ـ شاید هم بیشتر و مهمترـ اما چون در مقابل مردم هستند خیلی وقتها مورد بی‌مهری زائران قرار می‌گیرند و حتی گاهی فحش هم می‌شنوند!!»

از دیروز در این فکرم که ما طلبه‌ها آیا باید همیشه پشت سر مردم بایستیم و مورد احترام و دعای خیر آنها باشیم یا گاهی اوقات لازم است در مقابل آنها قرار گیریم؛ کژیها و بدعتها را گوشزد کنیم و در این راه طبیعتاً ترشرویی ببینیم و احیاناً فحش بشنویم؟

فرض کنید در همین وبلاگ، حقیر همیشه حرفهایی بزنم که مردم خوششان بیاید! به سلیقۀ آنها احترام بگذارم و خواسته‌های آنها را تأیید کنم، اصلا بشوم خود سیدحسن آقامیری!! نتیجه چه خواهد بود؟ حتماً مردم مرا دوست داشته و احترام خواهند گذاشت. خدا را چه دیدی شاید آیت‌الله هم شدم!! اما اگر گاه‌گاهی یکی از انحرافات آنها را گوشزد کنم، در مقابل بعضی بایستم و ناراستی کردار و گفتارشان را عیان سازم؛ به احتمال زیاد باید همیشه منتظر نامهربانی‌های قومی باشم.

طلبه‌های ویلچرران همان منبری‌ها و روضه‌خوانانی هستند که جز به خوش‌آیند پامنبری چیزی نگویند. نهایتاً آنان که در دین علیل و زمین‌گیرند، درمان نگردند اما اشکی ریخته و دعای خیری می‌کنند. همین چند یادداشت گذشته نشان داد که بازرسی گرچه تخصصی‌تر است و زحمتش بیشتر اما همیشه از ویلچررانی احترام کمتری دارد.

به کدام راضی شوم؟! وعظی کنم، روضه‌ای بخوانم و آسوده خاطر و راحت‌طلبانه بااحترام زندگانی به سر کنم یا رسالت‌های اجتماعی یک طلبه را پی گیرم؟!

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...