شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

من بعضی روحانیها را از شمر هم بدتر می‌دانم

من بعضی روحانیها را از شمر هم بدتر می‌دانم

رحمت خاص پروردگار بر پیرجماران که محبتش در جاری رگهای من در جوش و خروش است. اسلام را از او آموختم، به او شناختم و با او می‌شناسانم.

«اسلام خمینی» دو مؤلفه اصلی دارد: «اصلاح درون» و «اصلاح برون»، «خودسازی و تهذیب نفس» و «اهتمام به امور اجتماعی» هر دو هم با رویکرد اصلاحگری و ایجاد تغییر.

«اسلام خمینی» اسلامی نیست که انبوهی از روایات و متون دینی را به جرم «اخلاقی» بودن کنار گذارد یا با شمشیر «تسامح در ادله سنن» عملاً مستحبات و مکروهات را از دایرۀ فقاهت بیرون کند.

«اسلام خمینی» اسلامی نیست که سجده‌های طولانی و اشتغال به اذکار مأثوره را «صوفی بازی» بنامد.

«اسلام خمینی» «غرق شدن در احكام فردى و عبادى» نیست، اسلام «عدالت اجتماعی» است و «قیام در راه خدا» دارد.

امروزه قرائتی دیگر از اسلام با پانزده شبکه ماهواره‌ای و صدها پایگاه اینترنتی تبلیغ می‌شود که عرفان را کفر می‌داند مخصوصا وحدت وجودش را! آیة‌الله بهجت را مذمت می‌نماید! زیارت قبر آیةالحق سید علی آقای قاضی را مسخره می‌کند!

نمادهای شیعه انقلابی ـ هر که باشد ـ در شبکه‌های اینان دجّال است و برادر یهود! از رهبر تا ابد سرافرازمان سید علی خامنه‌ای تا سید حسن نصر الله، از قاسم سلیمانی تا نمونۀ‌ عراقی‌اش هادی العامری!

جهان اسلام غرق در آتش و خون است، به ما چه؟! شام و بحرین و یمن؟ به تو چه؟!

هیچ چیزِ هیچ جا به او ربطی ندارد، قمه زدن مهم است و لطمه و زنجیر تیغی!

روایات تقیه بی‌سنداست؟ دعای صنمی قریش مستند!!

از کشمیر چه می‌داند؟ راه رفتن روی ذغال افروخته روز عاشورا. فقط همین؟ پس قتل عام شیعیان توسط تکفیری‌ها چه؟ خفه شو!

عرفان و معنویت اسلام را خلاصه کردند در عزاداری و سینه‌زنی! آن هم با هزار بدعت و رسم من‌درآوردی! با تأکید بر اصلِ «این کار کار عشق است ربطی به دین ندارد!!»

اجتماعیات و سیاسات اسلام را هم بالکل منکرند.

فقاهت: صرفاً احکام حیض و نفاس.

اجتهاد: استخراج حکم مهمترین مسأله روز جهان اسلام یعنی ساختن آدم برفی از روایات شیعی!! (دقت دارید که در جزیرة العرب برف نمی‌آمده و طبعاً در زمان اهل بیت علیه‌السّلام هم آدم برفی نبوده لذا بررسی اجتهادی حکم ساختن آدم برفی نمونه‌ای است بارز از نقش مقتضیات زمان و مکان در منطق اجتهادی اینان!!)

وحدت؟ چه حرف‌ها؟! نور با ظلمت؟

تبرّی احساس درونی نیست! اظهار برائت است!!

***

از نوجوانی با آثار حضرت روحِ خدا زندگی می‌کنم؛ یکی از تأثیرگذارترین آنها کتاب جهاد اکبر ایشان است؛ مجموعه چند درس اخلاق در نجف اشرف به تقریر سید حمید روحانی. شاید اگر نام آن ابرمردِ تاریخ تشیع بر جلد کتاب نبود از وزارت ارشاد اجازۀ نشر نمی‌گرفت!

این کتاب سراسر روی همان دو اصل اساسی «تهذیب نفس» و «رسالت‌های اجتماعی روحانیت» استوار است و طیف مقابل را «بعضى معممين» می‌داند که «سربار حوزه‌ها» هستند و ایشان را نهیب می‌زند که: «اسلام و قرآن را، العياذ بالله، بازيچه خود قرار داده‌ايد، و براى رسيدن به مقاصد شوم و اغراض كثيف و ننگين دنيايى خود دين را به صورت دكّانى در آورده‌ايد» (ص ۲۷)

همین‌ها هستند که به جای وحدت و پرداختن به مشکلات اساسی جهان اسلام از «روى غرض‌ورزی‌هاى شخصى و جلب منافع دنيوى به جان هم افتند، همديگر را هتک كنند، تفسيق نمايند، هياهو درست كنند، در تصدى بعضى امور با يكديگر رقابت نمايند، سر و صدا راه بيندازند، به اسلام و قرآن خيانت كرده‌اند؛ به امانات الهى خيانت ورزيده‌اند» (ص ۲۸)

اما آنچه درکش برای این حقیر سنگین می‌آمد مقایسه این دسته از طلاب با شمر و یزید بود!! یادم هست که در همان نوجوانی با خود این گونه توجیه می‌کردم که اولاً این کتاب تقریر است و معلوم نیست عین عبارت ایشان باشد در ثانی مقام درس اخلاق اقتضای این مبالغه‌گری‌ها را دارد!

اما بعدها دیدم اصلا بدتر بودن این دسته از طلاب از شمر یکی از گفتمان‌های رایج پیر جماران است و این توجیهات در آن راهی ندارد. برای نمونه سال ۱۳۶۰ در دیدار با نمایندگان مجلس که از سیمای جمهوری اسلامی هم پخش می‌شد، می‌فرمایند:

من بعضى روحانيها را از شمر هم بدتر می‌دانم. (صحيفه امام، ج‌۱۴، ص ۳۷۳)

چرایی این مقایسه را سال ۱۳۷۹ از آیةالله مصباح یزدی حفظه‌الله جویا شدم؛ پاسخ کوتاه بود و صریح : «شمر سر حسین را زد و اینان سر دین حسین را»

***

تموز ۲۰۰۶ جنگ ۳۳ روزه درگرفت. نتیجه ایستادگی شیعه در مقابل اسرائیل گرایش خیل عظیمی از فرهیختگان اهل سنت به تشیع بود.

چند ماه بعد شبکه امام حسین راه افتاد. نتیجه ایستادگی شیعه در مقابل اهل سنت گرایش خیل عظیمی از متعصبین اهل سنت به داعش بود.

«شمر سر حسین را زد و اینان سر دین حسین را»

دیدگاه‌ها
ارسال دیدگاه
درحال ارسال دیدگاه ...