شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

بیدل

تا به کجا هیچ

برادر بزرگواری دارم أخٌ فی الله که گاهی احوال ما را ولو به یاری شبکه‌های مجازی می‌پرسد.

دوش که بس غمین بودم و شرح حالم سخن خواجه بود که:

به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیستزحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرس

از این برادر بزرگوار پیامی دریافت کردم که انصافاً مائده‌ای آسمانی بود که بر قلبم نشست و به یک آن جانم را از غم رهانید:

جان «هیچ» و جسد «هیچ» و نفس «هیچ» و بقا «هیچ»
ای هستی تو ننگ عدم تا به‌کجا «هیچ»...

(مطلع غزل ۸۹۳ دیوان بیدل)