شیخ روح الله شفیعیان
یادداشت‌های روزانه
حجة‌الاسلام روح الله شفیعیان

سید جواد پنجتنیان

بچهٔ بی‌ادب هتاک چگونه تولید می‌شود؟

سال ۱۳۸۵ استاد حجةالاسلام‌والمسلمین وکیلی کتابی با نام «صراط مستقیم» نوشت این اثر بیشتر نقدی بود بر کتاب «معاد» نوشته یکی از بزرگان مکتب تفکیک

صراط مستقیم را بارها خوانده‌ام؛ بحثی است صرفاً علمی کاملاً مستند و مستدل.

در همان کتاب و پس از آن بارها استاد وکیلی از نویسنده کتاب معاد درخواست مناظره کرد ولی هیچ گاه این درخواست پذیرفته نشد!

پیگیر ماجرا شدم و از اصحاب تفکیک علت را جویا شدم جواب شنیدم: وکیلی «بچهٔ بی‌ادبِ هتّاک» است!!

استاد وکیلی را به خوبی می‌شناسم؛ بی‌ادبی وصله‌ای است که به هیچ روی بر وی نچسبد!

پس سرّ ماجرا چه بود؟

در صراط مستقیم دهها اشتباه بسیار فاحشِ نویسندۀ کتاب معاد، نقد شده و به خوبی نمایان گشت که مدعیِ نقد صدرا دستش از ابتدائی‌ترین مبانی علمی تهی است.

وقتی به یک طلبه عملاً بفهمانی که در علم و فهم قاصر است؛ طلبه‌ای ساده مثل من سریعاً اظهار عجز می‌کند و زانوی ادب به نزد استاد بر زمین می‌زند اما آنکه محرابی دارد و منبری، عمامه‌ای و لحیه‌ای و از همه مهمتر اصحاب و مریدانی! آیا می‌تواند بگوید: آری من اشتباه می‌کردم. هیهات! هیهات! به جای اذعان به کاستی‌ها فریاد می‌آورد که ای «بچهٔ بی‌ادبِ هتاک»!!

در جریان مباحثهٔ چند روز گذشته با برادر ایمانی جناب سید جواد پنجتنیان وقتی بر وی عیان شد که فرق صوف و صوفیه را ندانسته و روایتی را به غلط در ردّ صوفیه به پیامبر نسبت داده! ناگهان عبارت «بچهٔ بی‌ادبِ هتّاک» متولد شد و به سرعت نثار این نگون بخت گردید!

البته من از اینکه در سن ۳۶ سالگی بچه‌ام بخوانند خیلی هم راضی‌ام اما واقعاًً از تعبیر بی‌ادبِ هتّاک متعجب شدم تا اینکه یکی از مسئولین بسیار بزرگوار حرم مطهر رضوی با من تماس گرفت و با تعجب گفت: شما بودید که با آقای پنجتنیان بی‌ادبی و هتّاکی کرده‌اید؟!

گفتم الحمدلله در فضای مجازی هیچ چیز گم نمی‌شود و تمام یادداشت‌های من موجود است.

فرمودند می‌دانم اما جواب آقای پنجتنیان را که نباید بدهید!!

و محترمی دیگر اینگونه استدلال کرد که:

ایشان مدیر فلانجا و مسؤول بهمانجا و ...و... و هستند!

...

...

صدای خانواده مرا به خود آورد: «به خدا این قبای تو رفو شدنی نیست امسال دیگر باید قبای نو بپوشی!»

و من شادم که هیچ گاه نه به همت مریدان و پامنبری‌ها و نه به برکت مدیریتها و ریاست‌ها قبای نو به تن نکرده‌ام!

روایتی در نقد صوفیه

در فضای مجازی با برادر مکرم جناب آقای سید جواد پنجتنیان که از قضا از مخالفان عرفان و حکمت است مباحثه‌ای کوتاه داشتیم:

روایات شداد و غلاظی را علیه صوفیه ارائه کرد؛ عرض کردم که این روایات جملگی بعد از سال ۱۱۰۰ هجری یک‌باره کشف شده‌است و هیچ منبعی قبل از آن زمان ندارند و حتی در بحارالانوار خیری از آنها نیست

در میان ناباوری روایتی را ارائه کرد که دود از سرم بلند شد:

روایتی را استاد بزرگوار شیخ الطائفه ابوجعفر الطوسی در کتاب المجالس و الاخبار در این خصوص نقل می‌فرماید و شیخ جلیل القدر و زاهد گرانقدر در مجموعه ورام فرموده‌اند در ضمن حدیث مفصل در وصیت پیغمبر اکرم به اباذر فرمودند: «یا اباذر یکون فی آخر الزمان قوم سیلبسون الصوف فی صیفهم و شتائهم یرون الفضل لهم بذلک علی غیرهم اولئک تلعنهم ملائکه السماء و الارض»: المجالس و الاخبار ص۳۷۰ و کتاب اثنی عشریه ص ۵۳

در ابتدا شرمنده شدم که شیخ طوسی در امالی این روایت مهم را نقل کرده و ما سخن نسنجیده گفتیم اما کمی دقت کردم و دیدم اصلاً روایت درباره صوف است نه صوفیه و اصلاً هیچ ربطی به بحث ندارد!!!!

شما را به خدا اگر یک نفر به ایشان رجوع کند و بگوید دلیل شما در رد صوفیه چیست و جناب پنجتنیان هم به این روایت استناد کند آیا آن نگون‌بخت حق ندارد که صوفی شود ؟!! گناه صوفی شدن او پای کیست؟!

آیا این گونه روایت خوانی دروغ بستن به رسول الله نیست؟!

آیا تهمت زدن به عده‌ای از شیعیان امیرالمؤمنین (هر چند منحرف) صحیح است؟!